مراد على شمس
542
با علامه در الميزان ( فارسى )
چيزىكه بر خلاف اين باشد برحسب اعتبارات و ملاحظات مختلف و گوناگون ، مىگويند : بد است ، ناجور است ، زشت است . بشر بعد از اين مرحلهء از تشخيص ، مسألهء زشتى و زيبايى را توسعه داده ، از چهارچوبهء محسوسات خارج كرد و به افعال و معانى اعتبارى و عناوينى كه در ظرف اجتماع مورد نظر قرار مىگيرد سرايت داد ، آنچه از اين امور با غرض اجتماع يعنى سعادت زندگى بشر و يا بهرهمندى انسانها از زندگى سازگار است ، زيبا ، خوب و پسنديده خواند و آنچه با اين غرض سازگار نباشد ، زشت ، بد و ناپسند ناميده . « 1 » س 524 - آيا حسن و قبح افعال ، دايمى و ثابت است يا غير ثابت است ؟ ج - بعضى از افعال حسن و خوبيش دايمى و ثابت است ، چون هميشه با غرض اجتماع سازگار است ، مانند عدل ، و يا قبح و بديش دايمى و ثابت است چون ظلم . بعضى ديگر از افعال ، حسن و قبحش دايمى نيست ، بلكه به حسب اختلاف احوال و اوقات و مكانها و مجتمعات مختلف مىشود مانند : خنده و مزاح كه نزد دوستان همقطار خوب و نزد بزرگان بد است ، در مجالس سرور و جشنها خوب و در مجالس ماتم و عزا و مساجد و معابد زشت است و زنا و ميخوارگى كه در مجتمع غربى خوب و در مجتمع اسلامى زشت است . « 2 »
--> ( 1 ) . الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 5 ، ص 10 + الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 9 ، ص 10 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 5 ، ص 11 .